دفاع از يک انسان مسلمان

در حزب کلاس گذاشته بودند. يکي را که اسمش ايدئولوژي بود بهشتي درس مي داد. يک بار سر کلاسش يکي از بچه هاي واحد دانشجويي بلند شد راجع به دکتر شريعتي سوال کند، با لحن بدي از شريعتي اسم برد؛ با تحقير و کنايه. بهشتي چنان عصباني شد که خون به صورتش دويد. صورتش سرخ سرخ شد. گفت: بي ادبانه راجع به يک انسان مسلمان صحبت کردي؟ يکي خواست پا درمياني کند و مسئله را کدخدامنشانه حل و فصل کند. به او هم غضب کرد که «چرا ازش دفاع مي کني؟ بگذار متوجه اشتباهش بشود و ديگر تکرار نکند.»
داستان هايي درباره شهيد دکتر بهشتي ص۲۳

حتي در پيشامدهاي خوب نيز آزمايش مي شويم

حضرت حق در سوره انفال آيه 17، در خصوص سنت امداد الهي مي فرمايد: «(اي مومنان!) نه شما، بلکه خدا، کافران را کشت و (اي رسول!) چون تو تيرافکندي، نه تو، بلکه خدا افکند که مومنان را به پيشامد خوشي بيازمايد.»

شما، کافران را به زور قتال نکشتيد بل کشتشان ذوالجلال

نينداختي ريگ بر دشمنانکه افکند آن را خداي جهان

آن كس كه خدا را دارد...

هنگامي كه حضرت يوسف را در بازار مصر در معرض فروش قرار دادند، مردي با ديدن چهره پاك و معصومانه آن حضرت متأثر شد و رو به مردمي كه براي خريد و فروش برده جمع شده بودند گفت: به اين كودك غريب و بي گناه رحم كنيد و با او مهربان باشيد.
حضرت يوسف كه با وجود سن كم , از ايمان و اعتماد به نفس كاملي برخوردار بود، به آن مرد رو كرد و گفت: آن كس كه خدا را دارد، گرفتار غربت و تنهايي نمي شود.
مجموعه ورام، ج1، ص 33

ديدم امام زمان عليه السلام قران مي خواند

چه خوش است صوت قران زتو دلربا شنيدن

به رخت نظاره كردن سخن خداشنيدن

ميرزاحسين لاهيچي رشتي ازشيخ زين العابدين سلماسي نقل كرده است

روزي بحرالعلوم واردحرم مطهرامام علي عليه السلام شد بيت فوق رازمزمه مي كرد

وپس ازآن از بحرالعلوم سؤال كردم:سبب خواندن اين بيت چه بود؟

فرمود:جون واردحرم شدم ديدم حجة بن الحسن عليه السلام در بالاي سربه آوازبلند

قران تلاوت مي كند.چون صداي آن بزرگوار راشنيدم اين شعرراخواندم.

پس واردحرم شد قرائت راترك نمودوازحرم بيرون رفت.

(فوائدالرضويه ص682 )

نگاه توحيدي بهلول

بهلول آدم عاقلي بود، ولي برحسب شرايط زمان تقيه مي كرد و گاهي حرف هايي مي زد كه بگويند او ديوانه است و متعرضش نباشند، ولي در خلال همين حرف ها تذكراتي به بزرگان قوم داده است. روزي هارون عباسي به او گفت: ما در نظر گرفته ايم متكفل امر معاش تو باشيم تا تو آسوده خاطر نزد ما بيايي. او گفت: اگر اين كار، اين سه عيب را نداشت من قبول مي كردم:
اول، اين كه تو نمي داني من به چه چيز نيازمندم تا آنچه را كه مي خواهم بدهي، نه به آنچه كه نمي خواهم مبتلايم سازي.
دوم، نمي داني به چه مقدار نيازمندم تا به كم و زياد آن گرفتارم نكني.
سوم ،اين كه نمي داني چه وقت نيازمندم تا از دير و زود دادنش، ناراحتم نسازي.
تنها آن كسي كه مرا آفريده است مي داند كه من چه مي خواهم، چه قدر مي خواهم و چه وقت مي خواهم. ديگري را نرسيده است كه حق چنين ادعايي را به خود بدهد. علاوه بر اين، وقتي كار بدي از من صادر شود تو قطع احسان مي كني، اما خالق من، آنچنان آقاست كه هرچه از من طغيان و عصيان مي بيند، دست از احسان خود برنمي دارد!! حال آيا سزاست او را رها كنم و به در خانه تو بيايم؟! 1
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- صفير هدايت 19، توبه، آيت الله ضياءآبادي
    

امام حسن عسکری (ع) و نویسنده کتاب ضد قرآنی"على محمد عبداللهى"

اسحاق بن حنین کندى از فلاسفه بزرگ عرب است . وى نصرانى بود، و مانند پدرش حنین بن اسحاق از فیلسوفان مشهورى است که به واسطه آشنایى با زبان یونانى و سریانى، فلسفه یونان را به عربى ترجمه کردند.فرزند وى ، یعقوب بن اسحاق نیز بزرگترین حکیم عرب است ، و هر دو نزد خلفاى عباسى با عزت و احترام مى زیستند. کندى فیلسوف نامى عراق در زمان خویش دست به تألیف کتابى زد که به نظر خود تناقضات قرآن را در آن گرد آورده بود.

اسحاق کندى چون با فلسفه و مسائل عقلى و افکار حکماى یونان سروکار داشت ، طبق معمول فلاسفه، با حقایق آسمانى و موضوعات دینى چندان میانه اى نداشت و به واسطه غرورى که بیشتر فلاسفه در خود احساس مى کنند، بایک بدبینى و دیده حقارت به تعالیم مذهبى مى نگریست.

ادامه نوشته

کار خانه و کار قرآني شهيد بهشتي

يک روز گفتم: «تصميم گرفته ام کمي از وقت خانه را به کارهاي تحقيقي و قرآني اختصاص بدهم». گفت: «نه. اين کار را نکن. مي خواهي تحقيق قرآني کني که چيزي ياد بگيري تا بهش عمل کني. همين که به خانواده ات برسي عمل به قرآن است. مي خواهي از عمل به قرآن بزني که کار قرآني کني؟»
داستان هايي درباره شهيد بهشتي-ص۴۱

عکس العمل کاشف الغطا در برابر گستاخي

روزي شيخ جعفر کاشف الغطا، مبلغي پول بين فقراي اصفهان تقسيم کرد. سپس به نماز جماعت ايستاد. بين دو نماز، فرد بي ادبي نزد وي آمد و گفت: اي شيخ به من هم پولي بده! شيخ فرمود: قدري دير آمدي، متاسفانه چيزي باقي نمانده است. فرد بي ادب با کمال جسارت آب دهان روي محاسن شيخ انداخت. ايشان نه تنها هيچ عکس العمل خشونت آميزي از خود نشان نداد که برخاست و در حالي که دامن خود را گرفته بود در ميان صفوف نمازگزاران گردش کرد و گفت هر که ريش شيخ را دوست دارد، به اين مرد کمک کند. مردم که ناظر اين صحنه بودند دامن شيخ را پر از پول کردند.

وي همه پول ها را آورد و به آن مرد تقديم کرد و به نماز جماعت ايستاد.

سيماي فرزانگان، ص 332

احوالات کفار و منافقان در قيامت

حضرت حق در سوره توبه آيه 82 مي فرمايد:

«اکنون آن ها (کافران و منافقان) بايد کم بخندند و بسيار گريه کنند که به مجازات سخت اعمال خود خواهند رسيد.»

کنون وقت آن است که خندند کم/   ولي اشک بسيار ريزند هم

که اکنون سزاي عمل هاي زشت /  ببينند اين مردم بد سرشت

امام هادی علیه السلام و استدلال به قرآن

متوکّل را مسموم کردند و حالش وخیم شد. نذر کرد اگر خدا شفایش دهد، پول زیادی صدقه بدهد. بعد که بهبود پیدا کرد، از خودش پرسید "پول زیاد" چقدر است. از فقها و علما نظر خواست و هر کس چیزی گفت.
یکی از نگهبانانِ متوکل گفت:« اگر جواب صحیح را بیاورم به من چه می‌دهی؟»
متوکّل گفت:« ده هزار درهم به تو می‌دهم ولی اگر نتوانستی جواب صحیح بیاوری صد ضربه تازیانه به تو می‌زنم.»
نگهبان قبول کرد؛ بعد نزد امام هادی علیه السلام رفت و نظر او را پرسید.
حضرت هادی علیه السلام فرمود:« باید هشتاد درهم صدقه بدهد.»

ادامه نوشته

منتي از جانب خدا

آنان به خاطر اسلامي كه پذيرفتند، بر تو منت مي گذارند. بگو: اسلام آوردنتان را بر من منت ننهيد، بلكه اگر راست مي گوييد اين خداوند است كه به خاطر آن كه شما را به سوي ايمان هدايت كرد، بر شما منت دارد./حجرات، 17
پيامها
1. هدايت شدن به اسلام، نعمت بزرگ الهي است و پذيرش اسلام، منتي از جانب خداست .
2. خداوند به اسلام و ايمان و عبادت ما احتياج ندارد.
3. نشانه ايمان صادقانه، خود را منت دار خداوند دانستن است، نه منت گذاشتن بر او.
4. منت نهادن بر پيامبر، در حقيقت منت بر خداست .

ادامه نوشته

مهلت ما براي آزمايش است

حضرت حق در سوره يونس آيه 11 مي فرمايد: «و اگر خدا به عقوبت زشت مردم و دعاي شري که در حق خود مي کنند به مانند خيرات تعجيل مي فرمود مردم همه محکوم به مرگ مي شدند؛ و ليکن ما آنان را که به لقاي ما اميدوار نيستند به همان حال کفر و طغيان (براي آزمايش) مهلت مي دهيم.»

از سگبانى تا سلطنت


روزى هارون الرشيد در خلوتخانه خود قرآن مى خواند، به اين آيه رسيد كه از قول فرعون حكايت مى كند كه به بنى اسرائيل گفت : (اى قوم آيا ملك مصر از آن من نيست ، با اين جويهاى آب روان كه از زير كاخ مى گذرد؟) فرعون ستمگر با اظهار قدرت پوشالى خود بدينوسيله مى خواست پايه هاى استعمار و استثمار خودش را مستحكم نمايد. هارون اعيان مملكت را به حضور خود خواست و گفت : فرعون عجب مرد پستى بوده و دون همتى خويش را با مباهات به مصر و رود نيل ظاهر ساخته است . من در نظر دارم مصر را كه يكى از استانهاى مملكت و امپراطورى پهناور من است ، به فرومايه ترين افراد دنيا واگذار كنم .

ادامه نوشته

اگر همه پرهيزکار بودند آن گاه....


حضرت حق در سوره اعراف آيه 96 مي فرمايد: «و چنانچه مردم شهر و ديار همه ايمان آورده و پرهيزکار مي شدند همانا ما درهاي برکات آسمان و زمين را به روي آن ها مي گشوديم.»

چنان چه همه مردم يک دياربگرديده بودند پرهيزکار

چه درها ز برکت بر آن مردمانگشوديم از ارض و هفت آسمان

حساب خلق با خداست

حضرت حق در سوره انعام آيه 62 مي فرمايد: «آگاه باشيد که حکم و حساب خلق با خداست و او زودتر از هر محاسبي به حساب خلق رسيدگي تواند کرد.»

بدانيد خود حکم مردم تمام    همه هست با ايزد ذوالمقام

چو يزدان بود اسرع الحاسبين   رسد بر حساب خلايق چنين

ذكر آرام بخش، حتی برای كافران!


شناخت‌نامه قرآن 17


 سوره‌ مبارکه‌ رعد

رعد، سیزدهمین سوره‌ی قرآن است كه 43 آیه داشته و حاصل آن، این است که قرآن حق بوده و هیچ باطلی با آن آمیخته نمی‌شود.

آنچه قرآن مشتمل بر آن است، توحید است که آیات عالم وجود بر آن دلالت می‌کند. مانند بالا بردن و نگه داشتن آسمانها، بسط و گسترش زمین، تسخیر خورشید و ماه و هرآنچه که تدبیر عجیب پروردگار و تقدیر شگفت او بر آن جاری می‌شود. حقیقت این دعوت از طریق اخبار گذشته و آثار آنها و آمدن رسولان با بینات و کفر و تکذیب آن اقوام و عذاب شدنشان به دلیل گناهانشان نیز ثابت می‌شود.

ادامه نوشته

راه تسلط کافران بسته است

پروردگار عالم در سوره نساء آيه 141مي فرمايد:

«خدا هيچ گاه براي کافران ، نسبت به اهل ايمان راه تسلط باز نخواهد نمود.»

که در هيچ هنگامه و هيچ گاه /نکرده رهي باز يکتا اله

که تا چيره گردند کفار دين / بر افراد مومن به روي زمين

قرآن شفاعت مي كند!

كافى در كتاب شريف خود از يوسف بن عمار نقل مى كند كه او مى گويد: امام صادق عليه السلام فرمود:در قيامت سه نوع دفتر ثبت وجود دارد كه نعمتهاى خدا در آن ثبت شده است و دفترى كه حسنات در آن است و نامه اى كه سيئات در آن نوشته شده است . دفتر نعمتها و حسنات در مقابل هم قرار مى گيرند و نعمتها، حسنات را در خود غرق مى كنند. زيرا ...

 

هرچه انسان انجام داده باشد، در مقابلش خداوند نعمتى عطا كرده است و نعمتهاى اضافى نيز بخشيده است ، علاوه بر اينكه هرچه حسنه انجام داده است با نعمتهاى خداوند انجام داده است.دفتر سيئات نيز تنها و بدون مقابل باقى مى ماند (كه فرد بايستى به محاسبه كشيده شود و درباره آنها از او سؤ ال شود)، آنگاه از فرزندان آدم آن كه مؤ من است براى حساب دعوت مى شود.

ادامه نوشته

اندوه در دل مومن جايي ندارد


حضرت حق در سوره انعام آيه 48 مي فرمايد:

«هر کس ايمان آورد و کار شايسته کرد، هرگز بر او بيمي نيست و ابدا اندوهگين از هيچ حادثه اي نخواهد بود.»

پس آن کس که آورد ايمان درست  ره کار نيکو و شايسته جست

بر او نيست هرگز، نه بيم و نه باک  نه غمگين بگردد نه اندوهناک

چه كار كنيم حتما دعايمان مستجاب شود ؟؟

شخصي از حضرت آيةالله بهجت، رضوان‌الله عليه سوال مي‌كند كه "چه كار كنيم حتما دعايمان مستجاب شود و استجابت يقيني و قطعي گردد؟"آن عارف بزرگوار در پاسخ مي‌فرمايند: "يكي از چاره‌جويي‌هاي شرعي براي استجابت دعا و برآورده شدن حاجت خود اين است كه شخصي كه حاجت يا گرفتاري دارد دعا كند و از خدا بخواهد كه تمام گرفتاري‌هاي مشابه گرفتاري او را از تمام مومنين و مومناتي كه گرفتار هستند برطرف كند و يا هر حاجتي نظير حاجت او دارند برآورده شود؛

 زيرا در اين صورت ملك براي خود انسان دعا مي‌كند و دعاي ملك مستجاب مي‌شود. اين‌گونه دعا كردن در حقيقت دعاي به خود به طور معكوس است."

اطمينان قلبي

حکيمي، چند درهم به همسايه خود قرض داده بود. روزي به همسايه گفت: «آيا به ياد قرضت هستي؟» همسايه گفت: «بله، مگر تو به من اطمينان نداري؟» حکيم گفت: «چرا مطمئنم، اما مگر نشنيده اي که حضرت ابراهيم به پروردگار ايمان داشت؛ اما خداوند از او پرسيد: اولم تومن- بقره آيه 260 يعني مگر ايمان نياورده اي؟ و ابراهيم پاسخ داد: بلي، و لکن ليطمن قلبي- بقره آيه 260 يعني چرا ولي مي خواهم قلبم آرامش يابد.» هزار ويک حکايت قرآني- محمد حسين محمدي

تفسير اياک نعبد

نقل است که در زمان بهلول، روزي شخصي تفسيري را که بر قرآن کريم نوشته بود نزد خليفه مي برد. در راه بهلول با او مصادف شد و پرسيد: کجا مي روي؟ گفت: تفسيري را که نوشته ام نزد خليفه مي برم. بهلول گفت: مدتي بود که مي خواستم تفسير آيه «اياک نعبد و اياک نستعين» را بدانم، بگو ببينم در تفسير اين آيه چه نوشته اي؟

آن شخص لختي انديشيد و از همان جا به سوي منزل بازگشت. بهلول پرسيد: کجا رفتي؟ گفت: همان جا که تو مرا فرستادي!کتاب نشان از بي نشان ها ص۳۳۵

پرهيز از گفت و شنود بي هدف

امام محمد باقر(ع) فرمودند: «پيامبر اکرم(ص) مردم را از قيل و قال (سخن بيهوده و غير هدفمند) نهي کرده است.از ايشان پرسيدند: اين سخن در کجاي قرآن است؟ حضرت فرمودند: (لا خير في کثير من نجواهم الا من امر بصدقه او معروف او اصلاح بين الناس) (سوره مبارکه نساء آيه۱۱۴: در بسياري از سخنان در گوشي آن ها خير و سودي نيست مگر کسي که به اين وسيله امر به کمک به ديگران يا کار نيک يا اصلاح در ميان مردم کند.)

کتاب هزار و يک حکايت قرآني- ص۷۸

اعجاز بهترين سرآغاز هر کار

مردي بود منافق که زني مومن و متدين داشت. اين زن تمام کارهايش را با «بسم ا...» آغاز مي کرد. شوهرش از توسل جستن او به اين نام مبارک بسيار ناراحت مي شد و در تلاش بود تا همسر را از اين عادت منصرف کند. روزي کيسه اي پر از طلا به زن داد تا آن را مخفي کند. زن کيسه را گرفت و با گفتن «بسم ا... الرحمن الرحيم» در پارچه اي پيچيد و با «بسم ا...» آن را در گوشه اي از خانه پنهان کرد. شوهر مخفيانه به سراغ کيسه طلا رفت و آن را دزديد و به دريا انداخت تا همسرش را محکوم کند. سپس به شهر بازگشت؛ ساعتي بعد در حالي که مشغول کسب و کار بود صيادي را ديد که ماهي براي فروش آورده؛ مرد از صياد يک ماهي خريد و به منزل فرستاد تا همسرش آن را براي ناهار آماده سازد. زن وقتي شکم ماهي را پاره کرد با کيسه طلايي مواجه شد که در منزل مخفي کرده بود. آن را با گفتن «بسم ا...» برداشت، تميز کرد و در مکان اول خود گذاشت.

ادامه نوشته

کاتبان قرآن در اسارت

ارادت و پيوند قلبي اسيران به قرآن بسيار زياد بود. در اردوگاه تکريت 11 چند جلد قرآن داشتيم اما در اردوگاه کناري هيچ قرآني وجود نداشت و تنها راه ارتباط ما با اين برادران، درمانگاه کوچک اردوگاه بود. لذا تصميم گرفتيم به هر صورت ممکن قرآن را به دست آن‌ها نيز برسانيم تا با خواندن اين کتاب آسماني ايمان و روحيه‌ خويش را افزايش دهند. چون نگهبانان اردوگاه هميشه مراقب کتاب‌ها بودند، ‌بنابراين نمي‌توانستيم، آن قرآن‌ها را به آن‌ها بدهيم اما در فرصتي مناسب به صورت مخفيانه مقداري کاغذ، قلم و خودکار از اتاق نگهباني برداشتيم. همراه داشتن قلم و کاغذ ممنوع بود و ما دور از چشم عراقي‌ها شب‌ها سوره‌هاي قرآن را روي اين کاغذها مي‌نوشتيم. برادران درخواست‌‌کننده قرآن به صورت‌هاي مختلف خود را به بيماري مي‌زدند تا به درمانگاه راه پيدا کنند و در آن‌جا اين کاغذهاي قرآني را به آن‌ها مي‌داديم. آن‌ها نيز پس از حفظ هر کاغذ،‌ آن را به ديگري مي‌سپردند و اين روش حفظ و اشاعه‌ آيات الهي تا مدت‌ها ادامه داشت.

راوي: ابوالقاسم رنجبر

اياک نعبد بر زبان دل در خيال اين و آن

نقل است که مالک دينار؛ از زاهدان و محدثان قرون اول و دوم هجري، «چون اياک نعبد و اياک نستعين گفتي، زار زار بگريستي و گفتي: اگر اين آيت از کتاب خداي نبودي و بدين امر نبودي، نخواندمي که مي گويم «تو را مي پرستم» و خود، نفس مي پرستم. مي گويم از «تو ياري مي خواهم» و به در سلطان مي روم و از هر کسي شکر و شکايت مي نمايم.» تذکرة الاوليا

اياک نعبد بر زبان دل در خيال اين و آن

کفر است اگر گويي يکي شرک است اگر گويي دو تا

تو را که از دگران است استعانت امر

زبان به کذب به «اياک نستعين» مگشاي

بهترين لباس هنگام نماز

روايت شده که امام حسن مجتبي عليه السلام، هنگام نماز زيباترين لباس هاي خود را مي پوشيد. شخصي از آن حضرت پرسيد: اي پسر رسول خدا! چرا لباس هاي زيباي خود را هنگام نماز مي پوشيد؟ امام در پاسخ فرمودند: خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد(۱) و در قرآن کريم هم مي فرمايد: «خذا زينتکم عند کل مسجد» زينت خود را هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد. از اين رو دوست دارم زيباترين لباس هايم را هنگام نماز بر تن کنم. هزار و يک حکايت قرآني- ص۶۶

(۱) قال علي(ع): ان ا... جميل يحب الجمال و يحب ان يري اثر النعمه علي عبده.

الکافي-6.438

چرا کف دست مو ندارد؟

امام صادق(ع) پرسش‌های زیر را از طبیب هندی پرسیدند: چرا دو چشم، مانند بادام است؟ چرا بینی میان چشم‌هاست؟چرا سوراخ بینی در زیر آن است؟چرا لب و سبیل بالای دهان است؟چرا مردان ریش دارند؟...

 با گذشت 1400 سال از پیدایش اسلام در حالی که دانشمندان به بسیاری از علوم واقف هستند اما هنوز هم بسیاری از این علوم برایشان ناشناخته است و نکته جالب توجه اینجاست که ائمه معصومین (ع) بسیاری از سوالاتی را که هم اکنون دانشمندان و محققان جهان، توانایی جوابگویی به آنها را ندارند، پاسخ داده‌اند.

ادامه نوشته